387  

بسم الله الرحمن الرحیم
قدرت (ثروت، زیبایی، علم، خوش بيانی، قدرت نفوذ، میدان اثر و ...)
مسئولیت میاره
خدا کنه فردا
بخاطر چشمای خوشگلمون و لبخند جذابمون و ثروت بابامون و میدان اثر قوی مون و علم زیادمون مسئول نباشیم
که شهادت ندن که هرجا ابزارش و داشتیم و تونستیم خارشون کردیم در چشم دیگران
اینم آخرین درس عرفانی امروز
بريم بخوابیم
 
پ.ن:
بخدا با شواهد کافی و وافی من آدم بالفعل خیلی خیلی زایه و بدی ام
ی وقت کسی به این پست ها استناد نکنه

ادامه مطلب  

تولد پسرم امید  

بیست و سه سال پیش در چنین روزی من برای اولین و آخرین بار مادر شدم.
بیست و سه سال با خنده اش خندیدم با گریه اش گریستم. بالا که رفت بالا رفتم شکست که خورد شکست خوردم. عاشق که شد عاشقی کردم سربازی رفت منم پا به پاش حس غربت کردم. شبها تو هوای سرد که کشیک داد منم تو رختخواب تا صبح یخ کردم . هرجا کلاف زندگی از دستش در رفت منم سرگردان شدم و هرجا تونست خودشو جمع و جور بکنه منم جمع و جور شدم. 
بیست و سه سال همیشه و همه جا او شدم که عشق یعنی از من جدا شدن و همه ا

ادامه مطلب  

ای اعجاز بزرگ مدینه...!  

وقتی دل های شکسته را به رسیدن پیوند می زنی و جان های شیفته را به آرامش می رسانی چه تفاوت دارد که مزارت در بقیع باشد یا هر جای دیگر ؟
هرجا باشی جذبه ی مهر توست که دل ها را به سوی خویش می کشاند و جان را به طراوت و رویش فرا می خواند .
هرجا که آرمیده باشی لبخند تو کلید اجابت هر دعاست و رضایت تو رمز رستگاری .
ای واژه ی صریح پاکی و ای آفتاب روشن عفت .  یا زهرا

ادامه مطلب  

نقش موثر کشف استعدادهای هنری  

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از سیریک، دکتر علیرضا درویش نژاد شب گذشته در مراسم اختتامیه نخستین جشنواره منطقه ای داستان «مکران» تمرکز زدایی را از سیاست های مهم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دانست و خاطرنشان کرد: توزیع و اجرای رویدادهای فرهنگی در نقاط مختلف نگاهی است که در سیاست های کلان مقام معظم رهبری(دامه برکاته)، دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد.
 
وی با بيان اینکه برای شاخت ظرفیت ها و کشف استعاداها باید به همه مناطق در یک اس

ادامه مطلب  

گلابی  

سر کلاس ترسیم فنی نشسته بودم و آقاهه قشنگ داشت داد میزد دختر بغلیم برگشت دندونای زرد و لثه ی بیرون زده داشت لبخند عصبی زد و گفت آروم تر نفس بکش! یه بار دیگه سر یه کلاس دیگه که داشت میترکید از آدم و من به زور خودمو جا داده بودم اون جلو ها زد به شونم و با داد گفت درست بشین میری اونور من نمیبینم میای اینور من نمیبینم! منم گفتم خب چیکار کنم الان دقیقا که ببینی؟ و دهان را بست.
خب من ناراحت شدم که صدای نفس کشیدنم انقدر آزار دهندس برا یکی و اون لحظه نمیدو

ادامه مطلب  

همایش سیدالعارفین با شرکت مسئولان استانی وکشوری و مردم شیعه و سنی در گچینه سیریک برگزار شد  

همایش سیدالعارفین با هدف تبیین مقام شامخ حضرت امام سجاد(ع) با حضور مبلغ بین المللی  حضرت  حجت الاسلام و المسلمین میرجلیلی ،  حجت الاسلام و المسلمین سید حسینی مشاور پارلمانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی  و جمعی از مسئولان محلی و شرکت ۴۵۰نفر از برادران و خواهران اهل تسنن و تشیع در مسجد روستای گچینه بخش بمانی شهرستان  سیریک برگزار شد. 
 
به نقل از آدینی ، مبلغ بین المللی  حوزه فرهنگی و مذهبی گفت: امام زین‌ العابدی

ادامه مطلب  

بیانات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در رابطه با باز شدن راه حج و عمره  

مذاکره با وزارت خارجه و شورای امنیت برای باز شدن راه حج

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از مذاکره با وزارت خارجه و شورای عالی امنیت ملی برای هموار کردن بازگشایی مسیر حج و عمره خبر داد. به گزارش انتخاب، سید رضا صالحی امیری در مراسم تودیع و معارفه روسای جدید و قدیم سازمان حج و زیارت اظهار کرد: همه مسئولان برای بازگشایی مسیر حج و عمره که توسط متحجران سد عن‌سبیل شده است، تلاش می‌کنند. هرچند در طرف دیگر کشور میزبان

ادامه مطلب  

بزن بریم  

یکی از خوبی های زیاد سفر کردن آن هم از نوع یهویی اش، این است که از آدم یک چمدان بندِ حرفه ای می سازد!
طوریکه در کمترین زمان بیشترین وسایل موردنیاز را در کوچکترین فضای ممکن جا می دهی،
نه بار اضافه می بری ... نه چیزی از قلم می اندازی. 
+ من آماده ام!

ادامه مطلب  

برف ندیده ها  

شب جمعه ی سردی و رو پشت سر گذاشتیم ، صبح ساعت 7:30 طبق روال هر جمعه رفتم سالن . این هفته چینش نفرات تیم ما تقریبا خوب بود و اکر تایم و ما داخل بودیم و حسابی عرقمون در امد . 
تو مسیر برگشت به خونه نون شیرمال تازه خریدم و جاتون خالی یه صبحونه توپ در کنار ایشان جان ( الان بعضی ها صداشون در میاد )  زدیم و نشستیم جلو تی وی 
در همین حین که داشتیم برنامه ریزی میکردیم کجا بريم و چیکار کنیم من به دوستم پیام دادم که اگر حالشو داری بيا بريم بیرون شهر .... اونم اوک

ادامه مطلب  

کیفی سازی برنامه ها اولویت مهم کانون های مساجد هرمزگان است  

به نقل از  خبرگزاری شبستان از شرق استان هرمزگان، حجت الاسلام احمد پهلوانی در نشست با مدیران کانون های معین شهرستان رودان، ضمن تبریک به مناسبت درپیش بودن سالروز ولادت پیامبر اسلام(ص) و امام صادق(ع)، به تکلیف قانونی برنامه پنجم توسعه در رابطه با راه اندازی کانون های فرهنگی هنری در 25 درصد مساجد، یادآور شد: در زمان حاضر بیش از 950 کانون در سطح مساجد هرمزگان راه اندازی شده است.
 وی با بيان اینکه با تلاش و پیگیری کارکنان دبیرخانه کانون های مساجد و ب

ادامه مطلب  

دلبر  

ببین دلبر صبح همین که از خواب بیدار شدی به من فکر کن.شمارم و بگير بوق دوم نخورده جواب بدم بگم مانتو تو تنت کن بيا پایین.صبحونه بخوریا یه وقت دهنت بو بَد نده.دلبر شال آبیَ رو سرت کن،خیلی بهت میاد،شبیه فرشته ها میشی.اصلا کلا آبی خوبه،مثل دریا،مثل آسمون،مثل شالِ تو.پرایدِ بابام و کِش رفتم،ده لیتر بنزین زدم بريم دور دور.بريم اون بالاها،سعادت آباد،ولنجک،الهیه...هوا سرد شده دلبر سرما نخوریم؟از بقالی دو تا لیوان یه بار مصرف گرفتم،آبِ جوش بگيریم،ی

ادامه مطلب  

مدیرکل نهاد کتابخانه های عمومی خوزستان با آیت الله احمدی شاهرودی دیدار کردند  

به گزارش اداره کل کتابخانه های عمومی خوزستان، روز چهارشنبه 1/10/94 آیت الله احمدی شاهرودی نماینده مردم خوزستان درمجلس خبرگان رهبری، با مدیرکل و کارشناسان ستادی دیدار کرد.
در این دیدار، حجت الاسلام سپهر، مدیرکل، ضمن تبریک ایام مبارک و میمون میلاد رسول اکرم (ص) و  بنیانگذار مکتب شیعی اثنی عشری حضرت امام جعفرصادق (ع)، به سابقه حضور آیت احمدی شاهرودی از ابتدای انقلاب در عرصه های مختلف قضایی،فرهنگی،اجتماعی و نمایندگی محترم مردم خوزستان در مجلس خ

ادامه مطلب  

شرحی مبسوط بر غزل بسیار زیبا از مولوی (دیوان شمس )  

 

با من صنما دل یک دله کن

گر سر ننهم آنگه گله کن


مجنون شده‌ام از بهر خدا

زان زلف خوشت یک سلسله کن


سی پاره به کف در چله شدی

سی پاره منم ترک چله کن


مجهول مرو با غول مرو

زنهار سفر با قافله کن


ای مطرب دل زان نغمه خوش

این مغز مرا پرمشغله کن


ای زهره و مه زان شعله رو

دو چشم مرا دو مشعله کن


ای موسی جان شبان شده‌ای

بر طور برو ترک گله کن


نعلین ز دو پا بیرون کن و رو

در دست طوی پا آبله کن


تکیه گه تو حق شد نه عصا

انداز عصا و آن را یله کن


فرعون هوا چو

ادامه مطلب  

درس دوم  

بسم علّام الغیوب
آن‌چنان علم مهم است که از حقیقت و وجود آن برای اثبات تجرد نفس استفاده می‌کنند . برای تبرّک و تیّمن سخنی از حضرت عظیم الشأن حسن زاده که در درس نوزدهم کتاب دروس معرفت النفس ایشان آمده است بيان می‌کنیم تا مطلب کاملاً روشن به‌شود و هم قدری موجب ورزش فکر گردد و هم سبب تشحیذ مطلب گردد ان شاءالله و آن این است :
"درست به سؤال من دقت بفرمائید ، از موج زدن هوا صوت پدید مى‌آید ، این صوت را به پارسى آواز گوئیم و این موج از جهت هیات هائى كه

ادامه مطلب  

 

چقد خوبه دوستت از راه دور اومده باشه و بهت شادی و
هدیه بده هرچند کوتاه هرچند اندک و ناچیز اما باوجودش  برای 
چند لحظه ام که شده غم ها و درد هاتو پسپری به دست فراموشی.
باهم بريم همون جای همیشگی همون نیمکت همیشگی
و همون خیابون های همیشگی رو متر کنیم
و توی خیابون و بخندی توی همه چیز دوتومن هرهر کرکر و مسخره 
بازی بکنیم و وقتی برسی خونه یادت بياد که من فلان چیزو
نخریدم تازه یکی یکی یادت بياد خریداتو فراموش کردی.
دوست قدیمی چیزیه که هیچ تازه واردی ج

ادامه مطلب  

 

چند روز بعد از مراسم خواستگاری خواهر و زن داداشای اقا کاوه هم اومدن خونه ما تا به قول هما کلی نقدت کنند. منم بهترین لباسامو پوشیدم و به قول معروف تو پذیرایی سنگ تموم گذاشتم،ولی نا خواسته زمزمه هایی هم به گوشم می یومد،چقدر لاغر و کوتاهست، با دو تا اتاق کرایه ای تو در تو من نمی فهمم کاوه عاشق چه چیز این دختره شد. منم استاد در خودمو به نفهمی زدن ، اصلا کم نیاوردم وتا اخر خنده از لبام دور نشد بعد از رفتنشون ترکیدم، مامان اگه گفتی پشت سرم چه ها گفتند

ادامه مطلب  

خدا به همراهت  

بالاخره مسیرش رو انتخاب کرد، حوزوی میشه. شاید هیچ کس به اندازه من از علاقش خبر نداره. امروز که گفت از صمیم قلبم خوشحال شدم ولی به روم نیاوردم چون باباش راضی نبود زیاد و گارد میگیره...
خدایا یاریش کن... بسیار دلش پاک هست...
 
پ.ن:
* میگه جان جانان شاید اربعین با بچه ها بريم کربلا.چه قدر خوشحال میشم و میگم برات دعا میکنم:)
* یعنی من عاشق جان جانان خطاب کردنش هستم، کمتر از جان خطابم نمیکنه، به اینها که فکر میکنم دلم خون میشود از دل حضرت زینب... حضرت زینب ک

ادامه مطلب  

چگونه کد گزاری بکنیم.  

 
                                               به نام خدا 
نحوه کدگذاری در روش تحقیق تحلیل محتوای پایان نامه ارشد برای تحلیل داده های آماری کاربردی و با اهمیت است.
کد گزاری محتوا: قرار دادن واحد تحلیل در یک طبقه را کدگزاری گویند . این بخش ، زمان برترین و خسته کننده ترین بخش تحلیل محتوا است .
به افرادی که کد گزاری را انجام می دهند کدگزار می گویند .
تعداد کدگزاران به طور معمول باید حداقل 2نفر و حداکثر شش نفر باشد . در هر مطالعه تحلیل محتوا ، آموزش دقیق ک

ادامه مطلب  

ایستگاه عشق  

باز رسیدیم به ایستگاه بارون همه جا رو خیس کرده بود شب بود... راه زیادی رو پیاده گذرونده بودیم... خسته بودیم گفتیم بقیه راه رو با اتوبوس بريم... بخار از دهنت بیرون میومد... خستگی رو توی چشمات میدیدم یادته... عشقم بودی... مث این فیلما کاپشن خودمو دادم بهت که به حساب سرما نخوری... رسیدم خونه با اینکه کاپشنمو دادم بهت ولی سرما نخوردم! گذشت و گذشت و گذشـــــــــــــــــت... حالا اومدم توی همون ایستگاه اینبار تنها بودم!!! هوا سرد بود... ولی کاپشنم تنم بود...!!!

ادامه مطلب  

برنامه کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور در دی ماه 95  

برنامه زمان‌بندی فعالیت‌ برخی از کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور طی هفته آینده از سوی روابط عمومی نهاد کتابخانه‌ها اعلام شد.
به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، به‌منظور ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی در جامعه، کتابداران کتابخانه‌های عمومی در سراسر کشور تلاش می‌کنند با برگزاری نشست‌های متنوع کتابخانه‌ها را برای اعضاء و شهروندان تبدیل به پاتوقی فرهنگی کنند؛ روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور جهت اطلاع‌رسانی این بر

ادامه مطلب  

 

تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،
ترازو برمی داری و می افتی به جان دوست داشتنت .
اندازه می گیری !
حساب و کتاب می کنی !
مقایـسه می کنی !…
و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آن جا کـه
زیادتر دوستش داشته ای،
زیادتر گذشته ای،
زیادتر بخشیده ای،
به قدر یک ذره،
حتی یک ثانیه  !
درست از همان جاست که توقع آغاز می شود،
و توقع آغاز همه رنج هایی است که ما می بريم

ادامه مطلب  

پیداش کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  

بچه ها من دو سه هفته ی پیش یه عروسک پرنسس رینبودش خریدم و بردم مدرسه تا به فاطمه (دوست صمیمیم که طرفدار رینبودشه) نشون بدم ولی زنگ تفریح اخر دیدم تاجش زیر میزمه منم برش داشتم تا بذارمش تو کیفم ولی عروسکه اونجا نبود!!!!!
تو کلاس کلا فقط سه نفر میتونستن اون کارو بکنن:
الینا: اون جزو سه نفریه(با خودم) که تو کلاس پونی دوست دارن ولی خیلی بعید بود که اون این کارو کرده باشه و اون میگفت:
- عروسکه رو روی میز اناهیتا دیده بود.
اناهیتا: اونم اخرین نفریه که پونی

ادامه مطلب  

 

هر آدمی تو این دنیا رسالتی داره،شاید رسالت و وظیفه منم این باشه،من باید محکم باشم ،حق جازدن ندارم،حق برگشت به عقب رو ندارم،حق سستی و شکایت هم ندارم.
این دو روزه خیلی بد رفتم،خیلی کاهلی کردم سر نماز،حواسم هم هست دو هفته ای میشه قرآن نخوندم ،یکم کم حوصله شدم و‌خسته،باید بیشتر رو خودم کنترل داشته باشم ،تحملم رو بالاتر ببرم سر خستگی ها و کلافگی ها و ناامیدی های همسرجان.باید بتونم بهش روحیه و‌انرژی بدم ان شاالله پس اول باید رو خودم بیشتر کار کن

ادامه مطلب  

آنچه گذشت ...  

» این روزا از روی فرصت بیشتر ، یا اتفاقاتی که این روزا داره برای من می افته یا حال و هوای دل خودم و یا هرچیز دیگه ای که بشه راجبش بيان کرد ، منو به سمت وبلاگم کشوند. 
وبلاگ مثل دفترخاطراتم بود و چند پست آخرش رو که خوندم منو یاد گذشته و شور و حال اون ایام انداخت ...
» این پست ازدواج در روز روشن !  »» منو به سال 91 میبره ، زمانی که در مدرسه کار میکردم ، و این خانم  تو سال تحصیلی جدید وارد مدرسه ما شده بود  ،  دختر خوبی به نظر میرسید ، قد بلند و باریک ، و

ادامه مطلب  

اندر حکایت دلیل استفاده نکردن از مهره‌های سوخته در یک بازی  

سه شنبه منتشر شد
باور بفرمایید که ما وقتی در عهد ماضی یا همان گذشته شیرین خودمان می‌خواستیم تیله بازی کنیم، سعی می‌کردیم که با تیله‌هایی بازی کنیم که اساسا نه شکسته باشند نه آنکه سوخته باشند. با آنکه ما خیلی کوچک بودیم ولی اصلا عادت نداشتیم که با مهره‌های سوخته بازی کنیم یا حتی اگر دچار بازی برد برد هم می‌شدیم باز از مهره سوخته استفاده نمی‌کردیم. به چند دلیل:دلیل اول آنکه مهره سوخته نه دوام دارد و نه آنکه خریدار. دلیل دوم:آنکه مهره سوخته

ادامه مطلب  

آنچه گذشت 2  

» این داستان از سرگذشت من به اینجا رسید که من از مدرسه جدا شدم و کمتر بصورت دیداری اونو میدیدم و قرار شد اون خانم معلمه  اونو  زیر نظر بگيره....
» یه مدت به همین منوال گذشت  و  خانم معلم هم به سرعت  بهم گزارش میداد ،   مثلا گاهی تو جلسه نشسته بودن پیامک میداد میگفت داره با گوشیش پیامک میده ، ناقلا تو بهش پیامک دادی ؟! منم میگفتم اره ، یا نه من نیستم !
» بعد یه مدت یه حرف از خواستگار زد و گفت خیلی سه پیچ هستن و  خانواده منم هم موافقن ،  بهش گفتم من تا

ادامه مطلب  

حضرت عیسی (ع)؛ بشارت دهنده صلح و دوستی  

حضرت عیسی(ع) چهارمین پیامبر اولوالعزم و بشارت دهنده صلح و دوستی است که مردم روزگار خویش را به طرف آیین یکتاپرستی و همزیستی مسالمت آمیز هدایت کرد. انسانی وارسته که روزی همراه با منجی عالم بشریت ظهور می کند و جهان را سرشار از حق و عدالت می سازد.
«ای مریم! خدا تو را به کلمه‏ای از جانب خودش بشارت می‏دهد که نامش مسیح، عیسی بن مریم است در حالی که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان الهی است.» این سخنان خداوند در سوره آل عمران درباره حضرت عیسی(ع) است که

ادامه مطلب  

هشتاد و هفتمین نيو فولدر (87)  

سال قبل، تقریبا چهار ماه قبل از عید تصمیم گرفتم که یه دستی به موهام بکشم و حالا که موهام فر، بهترین راه اینه که باهاش خوب برخورد کنم و بهش برسم و سعی کنم فرش خوش حالت بشه... 
تا سه هفته بعد از عید، موفق بودم و موهام خیلی خیلی پیشرفت کرده بود و فرش خیلی قشنگ تر از قبل شد، وقتی که 25 فروردین رفتیم ایران، خیلی بهم بد گذشت. 
با سیل عظیمی از کامنت های بدی راجع به موهام برخوردم، اونم از نزدیکان درجه یک! هر مدل مویی که میدادم، میگفتن زشته و بهت نمیاد و.... ه

ادامه مطلب  

روستای زرگر(گردشگری)  

روستای زرگر؛ هم ایرانی اند، هم اروپایی!

 
هم ایرانی اند، هم اروپایی، هم فارسی می دانند، هم ترکی؛ صورتشان، هم شبیه آریایی هاست، هم شبیه گلادیاتورها و وایکنیگ ها، قدشان بلند است و مهربانی شان همچون محبت مردم ایل به مهمان ها. مسلمان شیعه اند، کارشان دامداری و کشاورزی؛ به سبک همه روستاییان، مرغ، خروس و غاز هم نگه می دارند.

 
ماهنامه دیار - مجید عسگری پور: هم ایرانی اند، هم اروپایی، هم فارسی می دانند، هم ترکی؛ صورتشان، هم شبیه آریایی هاست، هم شب

ادامه مطلب  

 

یدمهدی شجاعی: آرمان‌ها را گم کردیم/ فرهنگ عمومی رو به قهقراست
بخش فرهنگی الف، 29 آذر 95
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۰۲
شجاعی می‌گوید: موسیقی زمزمه شبانه قشر جوان ماست، ذائقه‌ای که اشعار کهن را از زبان شجریان می‌شنید، یک ذائقه بود و موسیقی امروز نه شعر دارد، نه هیچ‌‌چی و جوان‌ها هم دارند از این موسیقی لذت می‌برند. او معتقد است جامعه دارد در سراشیبی فرهنگی سقوط می‌کند.به گزارش تسنیم، سیدمهدی شجاعی نامی آشنا و یک برند در ادبيات

ادامه مطلب  

لبیک یا حسین...  

 دلتنگم
عجیب دلتنگم
     مدتیه نمی دونم از چه وقت ،چند وقت
           فکر می کنم از همون روزی که چشم باز کردم
                از لحظه ای که در اغوش مادرم گریه کرم ناله کردم
                     دلتنگیم از همان موقع شروع شد  .
                             دیده بودمت پا به این دنیا که گذاشتم
                                از تو بریدن و دور شدن برام سخت بود
                                      تنها چیزی که تو زندگی ام خوب فهمیدم
    

ادامه مطلب  

 

سلام نبودنهامو ببخشید چه جمله احساسی بودا احساسش تو حلق بی احساسا
تقریبا تابستون بود كه یكی از دوستام از عخشولانش گفت و اینكه یه پسره رو دوس داره و گفته قراره كه زمستون و اخرای سال بياد مزدوج بشن بعد بهش میگم چرا زمستون؟! گفت اخه تا دو سه ماه دیگه خونه و ماشین میخواد بخره و بياد خواستگاری تا اینجاش كه تابلو بود كه سركاریه بعد گفتم خببببببببببببببببب بعد گفتم باهاش بیرونم میری؟ در كمال تعجب گفت آره
یه چیزی رو بهتون بگم بعدش ادامه بدم این ق

ادامه مطلب  

دوست معمولی  

+حالا که همه چیز بِینمون تموم شده،بيا دوستِ معمولی باشیم_دوست معمولی چجوری میشه؟آهان وایسا خودم بگمیعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی صبح بخیرمو نگی پامو از خونه نمیذارم بیرون...بعدشم انقدر زنگ بزنی که خواب از سَرَم بِپَره...! شاید حول و حوش ساعت ده پیام بدی: سلام، من فلان جام آدرسشو بلد نیستم...کمکم میکنی؟بعدشم قرار نیست من پنج دقیقه بعد با موتور بيام اونجا و غافلگیرت کنم و ببرم برسونمت و دو ساعتم وایسم کار

ادامه مطلب  

فصل سرما...  

روز پنج شنبه انرژی مضاعفی داشتم و کارهای خونه رو سریع انجام دادم... بعدش همسری از نشریه اومد و ناهار خوردیم. فرصتی پیدا شد که کتاب بخونم...
بعضی وقتها این کتابهای رمان مثل فیلم های هندی تمام آرزوهای آدم رو جامه عمل می پوشونن... لااقل اگه طرف تو زندگی واقعی نمی تونه به آرزوهاش برسه با خوندن این سطرها تا حدودی خودش رو جای قهرمان داستان می ذاره و کیفور میشه...
عصرش به اتفاق همسری رفتیم جاده سلامتی و پیاده روی کردیم. هوا ملس بود ولی من یه بافت پاییزه پ

ادامه مطلب  

اعتراف...  

از وقتی پسرم رفته هر هفته باید بريم با همسری یه سری به خونه ش بزنیم و گلدان هاش رو آب بدیم...
این بار دیدم همش خونه خاک می گیره ... با همسری رفتم مولوی و تترون سفید گرفتم که بکشم روی اسباب و اثاثیه ش تا دیگه هربار مجبور نباشیم گردگیری کنیم. از شلوغی مولوی که نگو .. مردم توی مغازه ها و خیابون همینجور ووول می خوردن... جای پارک که اصلا پیدا نمی شد ، حالا خوبه روز جمعه بود. ولی خب یه جوری آدم انرژی می گرفت بخصوص که اکثرا برای خرید جهیزیه عروس اومده بودن...

ادامه مطلب  

 

دیشب بود که یه پیام دادگفت تاحالا گریه کردم
توماشین بودم بادوستام که دنیا روسرم خراب شد
رنگش زدم گفتم ازتلگرام بهت پیام دادم خیلی ناراحت بود
اما نمیشدباهاش حرف بزنم پنج دقیقه نشداومدم خونه
هرچی بهش پیام وزنگ زدم هیچ جوابی نداد
هرکاری کردم هیچی نگفت خیلی منتظرموندم اما خبری نشد
خوابیدم صبح درجواب اون همه پیام من فقط یه زنگ زد
ونه پیامی نه سلام صبح بخیری ولی من بازتوتلگرامش
چندتا متن عاشقانه فرستادم بعدگله کردم که چرا همچین
میکنه که سرظهرد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1